محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5261
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در همين سال رشيد همه كارهاى خويش را به يحيى بن خالد بن برمك سپرد . در همين سال وليد بن طريف جانفروش در جزيره قيام كرد و حكميت خاص خداست گفت و ابراهيم بن خازم را در نصيبين به غافلگيرى بكشت ، سپس از آنجا سوى ارمينيه رفت . ( 257 در همين سال فضل بن يحيى به ولايتدارى سوى خراسان رفت . وى رفتار نكو داشت و در آنجا مسجدها و رباطها ساخت و به غزاى ما وراء النهر رفت كه خاراخره شاه اشروسنه كه از اطاعت برفته بود ، سوى وى آمد . گويند كه فضل بن يحيى در خراسان سپاهى از عجمان گرفت كه آنها را عباسيه نام داد و وابستهء عباسيان كرد . شمارشان پانصد هزار مرد شد كه بيست هزارشان به بغداد آمدند و در بغداد كرنبيان عنوان يافتند و باقيمانده با نامها و دفترهايشان در خراسان بماندند . مروان بن ابى حفصه در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « فضل شهابى است كه به هنگام نبردها « كه شهابها افول كند « وى را افول نباشد . « حافظ ملك قومى است كه به حكم وراثت « كارشان بالا گرفته . « آنجا دسته هاى سواران هست « كه از فرزندان سقايتگر حاجيان « پشتيبانى ميكنند « و جز به آنها تمايلى ندارند . « دسته هاى سوار عباسيانند « كه عربان دانند و عجمان